محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2347
مرآة البلدان ( فارسى )
به بخارا برمىانگيزاند گويد : رود آمو با همه پهناورى * خنگ ما را تا ميان آيد همى ريگ آمو و آن درشتيهاى او * زير پايم پرنيان آيد همى اما در باب تفصيلى كه در تواريخ عجم اشاره بدان نمودهاند و گويند در زمان سلطنت منوچهر در وقتى كه بناى مصالحه با افراسياب شد آرش نام تيرانداز ، از قلهء دماوند تيرى پرتاب كرد كه به ساحل جيحون رسيد لهذا جيحون حد فى ما بين ايران و توران گرديد . اگرچه نزد ارباب عقل ، اين خبر افسانه است ولى توجيهى با كمال تأمل براى آن مىتوان نمود . يعنى هركس نقشهء كاپيتن موراويف را كه خود رسم نموده و بستر و مجراى سابق جيحون را كه به درياى مازندران داخل مىشده ملاحظه نمايد خواهد ديد كه يكى از شعب جيحون در طرف جنوب كوه بالخان داخل درياى مازندران مىشده كه از آنجا به اترك و سواحل ايران چندان مسافتى نيست . اگر چه نگارنده على التحقيق اين فقره را نمىنگارد لكن به قرائن مىگويد ما بين بستر قديم جيحون كه مصب او نگاشته شده و كوه دماوند تحدب زمين نبايد آن قدر زياد باشد كه از طرف جنوب كوه بالخان قلهء دماوند پيدا نشود و مطلب مورخين عجم صحيح بوده نهايت قدرى افسانه داخل او شده و اصل مطلب و صحيح آن را از ميان برده مقصود آنها اين بوده است كه از نقطهء ساحل جيحون كه كوه دماوند مرئى است و يقين از جانب كوه بالخان كه مصب سابق جيحون بوده كوه دماوند مشهود مىشده است و الله اعلم . تواريخ متعلقه به جيحون در سلطنت منوچهر ، افراسياب پادشاه توران كه قشون به ايران كشيد از رود جيحون عبور كرد و نتيجهء آن لشكركشى ، جنگ سختى است كه در حوالى رى ما بين ايرانيان و تورانيان اتفاق افتاده بود و محل همين شهر طهران معسكر افراسياب بوده است . در اين جنگ منوچهر شكست خورده به رستمدار فرار كرد . در سلطنت كيكاوس پادشاه ايران ، هنگامى كه عساكر افراسياب از جيحون عبور نموده به قصد تسخير ايران مىآمدند كيكاوس سياوش ولد